پي نوشت:
1. اون دختره!! من ميدونم كه بهت مي گم اما مي دونم كه…سرد مي شوم!
2. جاگذاشتم خودم را كنار تخت يك نفره سبز!
3. فيلمنامه ام بزودي فيلم مي شود و من آن قدرسردم كه هيچ حاليم نيست…هيچ!همين چند ساعت پيش دانستم!
4. از اين راه رو يك نفر رد شده؛ كه عطرش همونه كه تو ميزني…



2 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
ژانویه 16, 2012 در 9:06 ق.ظ.
Far
و این اتفاق ِ عطر ِ مشترک در جای نامربوط و باز آوری ِ تمام ِ خاطره های یک نفر اتفاق ِ نامبارکی ست:(
ژانویه 17, 2012 در 9:12 ب.ظ.
blindday
حسه عجيبيه…
درد داره اما خيلي ادم رو تو يه بام و دو هوائي نگه ميداره…ادم دوست داره هي تجربه ش كنه..