نزديكش مي شوم؛نگاهم نمي كند، بي هوا اشك از چمشانش سرازير مي شود و مي چكد؛
-سلام!
جوابم را نمي گويد؛

-خوبي؟…

به چشمانم خيره مي شود و مي گويد:

-كجا بودي؟

هيچ چيزي ندارم كه  بگويمش حق دارد نبوده ام!!! سكوت مي كنم و مي گويد:

-كجا بودي ….

دستانش را مي گيرم و مي بوسم، چشمانش همچنان مي بارد و مي بارد، مي گويمش برود صورتش را بشويد و برايش حوله مي آورم. بلندش ميكنم و بر روي صندلي مي نشانمش و صورتش را خشك مي كنم، نگاهم مي كند و مي پرسم:

-خوبي؟…

———————————————————-

1.  والله به خدا ملت چه اعصابي دارن و چه قدرت استدلالي؛ به هيچ وجهه تصور نمي كردم روزي اين پاراگراف اين همه جنجال داشته باشه! قربونت برم،عزيز من، دوسته من، من هيچي به خودت رحم كن!

2. آدم ها خيلي با هم فرق مي كنند،خيلي! بعضي انگار از يك سياره ي ديگر يكهو افتاده اند اينجا.

3. نزديك تر نشويد/ايوب صبرش را اينجا گذاشت/لبخندي زد/و با وعده ي بهار/گريخت!

3.

Advertisements