اينجا فقط اگر بخواهي بميري خيلي آدم خوبي مي شوي؛ مي شوي مثل همين چيزهاي نوراني كه هي در روزنامه و تلويزيون و راديو مي گويند و مي ستايند! ديگر مهم نيست كه چه انجام داده يا نداده اي، مهم نيست چپي و راستي  يا چه مي دانم از همين يكي به نعل و يك به ميخ ها كه اين روزها شمارشان سر به فلك مي كشد بوده باشي، مهم اين است كه بخواهي بميري و دستت را از اين دنيا كوتاه كني،آن وقت مي شوي چهره ملي و برايت شعر مي گويند و جشنواره به نامت مي كنند!
وقتي بخواهي بميري طرفدار پيدا مي كني، عكس هاي دوران كودكيت را لايك مي زنند به افتخارت پوك مي دهند به هم قلب پس مي گيرند آن قدر كه صدايش از لاي به لاي كابل هاي اينترنت كشور هم در مي آيد و بار سنگين لنگر كشتي را تحمل مي كند تا فراموش شوي! اينجا وقتي مي خواهي بميري خيلي خوب مي شود اگر بتواني قبلش كتاب، تابلو، فيلم يا هر چيزي ديگري را از خود به يادگار بگذاري تا به فروش آن چناني برسد و همان هائي كه روزي كمر به شكستنت بسته بودند با آن به نان و نوائي برسند!

آدم خيلي بد است كه ((ايرج قادري)) باشد تا وقتي بخواهد بميرد قهرمان تمام سايت ها و شبكه هاي اجتماعي باشد؛ كه آن يكي بيايد و از كمك نكردن مسولين به تو بگويد در حالي كه خودش سال هاي سال سنگ به اقيانوست مي پرانده و يا آن يكي از دلاوري هاي قهرمان فيلم هايت در راستاي دين و حكومت بگويد و آن ها رابستايد! تلويزيون ايران فيلمي از ((ايرج قادري)) نشان مي دهد! ياد هفته اي كه خسرو شكيبائي فوت شد مي افتم، به كسي نمي گفتند كه خسرو سينماي ايران بيمار است اما از يك هفته قبل از مرگش تمامش را مرور كردند و او بعد از آن…

اينجا هميشه آدم هائي كه مي روند خوب هستند نه آن هائي كه مي مانند…

 

Advertisements