You are currently browsing the monthly archive for سپتامبر 2015.

کاش بودی همین حالا که ستار دارد از بویِ بارون و بویِ موهایت می خواند، آرام صدایم می کردی؛ نگاهت می کردم و بغض این سال هام می شکست و دست هایت …

– شازده کوچولو پرسید : غم انگیز تراز اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟
+روباه گفت: این هست بری و کسی متوجه نشه…

————————————————–

1-مدتی خدمت سربازی و مدتی هم فرار از خود؛مرا جز تو راهی نیست بانو! از نو می خوانمت…

2-دوستان خوبی دارم اینجا که بسیار از من پرسیدند که کجایم و چه می کنم؛ شرمنده ام در مقابلتان و تاج سرید یک به یکتان…

kalagh

آنچه!

خواهش مي كنم! عاجزانه.... لطفاً اگر دنياي حقيقي مرا مي شناسيد اين را به آن و آن را به اين نسبت ندهيد!

خوراك اينجا

راستش؛ اينجا چنگي به دل نمي زند اما اگردوست داشتيد؛
تنها و تن ها با يك كليك مي توانيد دنياي من را دنبال كنيد!

به 9,430 مشترک دیگر بپیوندید

توئيت من

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

موضوعات

پذيرش كد تبليغاتي


دو هفته نامه اينترنتي

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: