You are currently browsing the monthly archive for سپتامبر 2015.

کاش بودی همین حالا که ستار دارد از بویِ بارون و بویِ موهایت می خواند، آرام صدایم می کردی؛ نگاهت می کردم و بغض این سال هام می شکست و دست هایت …

– شازده کوچولو پرسید : غم انگیز تراز اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟
+روباه گفت: این هست بری و کسی متوجه نشه…

————————————————–

1-مدتی خدمت سربازی و مدتی هم فرار از خود؛مرا جز تو راهی نیست بانو! از نو می خوانمت…

2-دوستان خوبی دارم اینجا که بسیار از من پرسیدند که کجایم و چه می کنم؛ شرمنده ام در مقابلتان و تاج سرید یک به یکتان…

kalagh

Advertisements

آنچه!

خواهش مي كنم! عاجزانه.... لطفاً اگر دنياي حقيقي مرا مي شناسيد اين را به آن و آن را به اين نسبت ندهيد!

خوراك اينجا

راستش؛ اينجا چنگي به دل نمي زند اما اگردوست داشتيد؛
تنها و تن ها با يك كليك مي توانيد دنياي من را دنبال كنيد!

به 9,627 مشترک دیگر بپیوندید

توئيت من

  • RT @Alee_zayan: بیچاره به ما که زندگی را مردیم خوشبخت شما که مرگ را زیسته‌اید   #بیژن_ارژن 18 hours ago
  • RT @ArmanAhmari: اگه قراره ده سال دیگه هم همینجوره باشه کاش از الان بهمون بگن 18 hours ago
  • RT @Shadow__Ir: ارزش آدم به معرفتشه . 18 hours ago
  • RT @azar_arman: خیلی سادس، من تووو رو دوست دارم تووو یکی دیگه رو. 18 hours ago
  • RT @molim3karbalaei: هی میگید شب یلدا سرتون تو گوشی نباشه یوقت بابا همه اونایی که ما دوست داریم شب یلدا کنارشون باشیم تو این گوشی لامصبن:… 19 hours ago
  • ما دلبرامون هیچ وقت نبودن، این جوری دردش کمتره... #در_جستجوی_دلبر 19 hours ago

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

موضوعات

پذيرش كد تبليغاتي


دو هفته نامه اينترنتي

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: